هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

یلدا و روزهایی که گذشت

1393/12/28 16:55
1,109 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل مامانیییییی عشقم نازم نفسممممممبغل

تو این مدت در حال خونه تکونی و آماده شدن برای عید بودیم شما کلی کمکم بودی از شستن فرش تااااا پاک کردن میز و مرتب کردن اتاقازیبا

با آب بازی عشششششق میکردی هر روزی که شستنی داشتیم ده دست لباس بایست برات عوض میکردم برای اینکه اجازه آب بازی رو بگیری با زیرکی میومدی میگفتی ماماااااان خسته شدی???? آب بده من کمکت بتونمممم آب بلیزم رو فرش تمیز بشهههه یا برس دستت میگرفتی میگفتی من تمیزتر میشورمخندونک

یه روز که داشتم خونه رو جارو میکشیدم گفتی ماماااان اتاق من جارو میکنی????

گفتم گلم اتاق شما رو اول از همه مرتب کردم و جارو کشیدم گفتی جارو کردی? دستت دد نتونهمحبت

واااااااای منو میگی از شنیدن این حرف نمیدونم خودمو چطور بهت رسوندم و سرتا پاتو بوسه بارون کردمبوسبوس

 

 

یه روز رفتیم خونه مامان حاجی پاهاش درد میکرد به سختی راه میرفت

گفتی مامان حاجی پات اوف شده??? دستت بگیلم راه بری??? بیا ببلت کنم بیااااا مامان حاجی خوردتتتتتت

شیرین زبون منبغل

 

 

یه سریال کره ای پخش میشد به اسم افسانه خورشید و ماه شما هم دوستش داشتی یه روز برات سیب پوست گرفتم رفتی به بابا تعارف کردی و گفتی عالیجناب بفلمایید سیب بخولید  واااااای بابایی با سیبه خوردتبغل

میگفتی بابا من یلدا هستم سیب نیستمممم منو نخولزیبا

گاهی وقتا که میل کار نداری بهت میگم یلدا مامان لطفا یه دستمال بده به من

میگی مامان من نمیتونم خسته میشم خودت میاری لطفااااا

بله دیگه حرف حساب جواب ندارهعینک

دو روز مونده به سال تحویل قیچی رو دستت گرفتی و تصمیم گرفتی موهات رو کوتاه کنیتعجب

یک لحظه ازت غافل شدما فقط یک لحظه یهو صدای بابا منو متوجه شما کرد اما کار از کار گذشته بود

بابا قیچی رو از دستت گرفت و رفت بیرون شما هم سرت رو زانو زار زار گریه میکردیگریه

نشستم کنارت بهت گفتم مامان اشکال نداره میبرمت خاله موهات رو درست میکنه گریه نکنمحبت

یهو نگام کردی و در حالی که گریه میکردی گفتی اما من ناراحتمممممشاکی

گفتم مشکل چیه? گفتی بابا قیچی از من گرفت نذاشت موهامو خوشگل کنمممممممگریه

منم فک افتاده به زمین هیچ جوابی نداشتم براتتعجب

 

 

دست به آرایشگریت عالیه اینم یه نمونه از لاک زدنت با ماژیکچشمک

 

 

با خونه سازه هات چیزای جالبی میسازی برج درخت عالیجناب میز صندلی

حسابی خودت رو سرگرم میکنیبغل

 

اینم از نقاشیهای خوشگلت کلی پیشرفت کردی و هر چیزی برات جالب باشه رو میکشی

 

و اما از فسقل بگم که تو این مدت مثل آبجی یلدا کنارم بود و کمکم میکرد قربونت برم الهی کوچولوی من اصلا اذیتم نکردیبغل

سنوی سلامتیت رو هم گرفتم خدا رو شکر سالم هستیمحبت

آجی یلدا عکسات رو دید و بغلت کرد و بوسید همش میگه مامان عکس نی نی  نشونم بدهمحبت

عزیزای من کوچولوهای مهربونم خیلی دوستتون دارم و براتون همیشه آرزوی سلامتی دارم

.: هدیه ای از طرف خدا...یلدا تا این لحظه ، 2 سال و 3  ماه و  روز سن دارد

.: هدیه ای از طرف خدا.. تا این لحظه ، 3 ماه و 16 روز تو دل مامانشه

پسندها (2)

نظرات (2)

mahboob
3 فروردین 94 23:15
nanaze khale shahede shirin zabooniat too eyd k kenarami hastam. naqashiat qashange kheeeeeeeeeeeeeeeyli
دختر دایی
21 فروردین 94 12:25
روزت مبارک